کتاب یک داستان محشر اثر فوئب گیلمن ترجمه نسرین وکیلی و پدرام میهن پور نشر میچکا
170,000 تومان
1 عدد در انبار
بعد از ثبتنام، حساب شما توسط مدیریت بررسی میشود.
مشخصات
| مؤلف | فوئب گیلمن |
|---|---|
| مترجم | نسرین وکیلی |
| تصویرگر | فوئب گیلمن |
| ناشر | مبتکران |
| سال چاپ | 1403 |
| نوبت چاپ | شانزدهم |
| موضوع | داستان و رمان |
| گروه سنی | کودک 5 تا 7 سال، کودک 7 تا 9 سال |
| ابعاد | 1 × 21 × 28 سانتیمتر |
| وزن | 165 گرم |
وقتی ژوزف خیلی کوچک بود، پدربزرگ برایش یک روانداز محشر دوخت.
یک روز مادر به او گفت: «ژوزف رواندازت را نگاه کن. زشت شده، کهنه شده پاره پوره و پوسیده شده دیگر وقتش است که بیندازیش دور!»
ژوزف گفت: « پدربزرگ میتواند درستش کند.»
پدربزرگ ژوزف روانداز را برداشت؛ اینورش کرد آن ورش کرد، همانطور که قرچ قرچ قیچی میکرد و میکرد و میکرد تند و تند سوزن میزد و میزد و میزد و میگفت: هوم! از این پارچه فقط بهاندازه کمی مانده، ازش چی جور کنم؟
پدربزرگ برای ژوزف یک کت محشر درست کرد ژوزف کت را پوشید و بیرون رفت تا بازی کند. اما ژوزف روزبهروز بزرگتر میشد و کت محشرش هم روزبهروز کهنهتر.
ادامه داستان واقعا محشر میشود.
یک داستان محشر، بازهم کتابیاست درباره رابطه پدربزرگ و نوه. اما این بار قصه از حد یک رابطه عاطفی فراتر میرود. پدربزرگ این قصه کسی است که آنچه از گذشته باقیمانده را برای امروز بازآفرینی میکند.
این حرکت او دو معنا دارد؛
اول اینکه چه خوب است آنچه را از گذشته مانده بهراحتی دور نیندازیم. دوم اینکه اگر قرار است از آن استفاده کنیم، باید تغییر در آن به وجود بیاوریم و چه خوب است این را کسی انجام دهد که تجربه زیستن دارد.
در ضمن کار پدربزرگ میتواند معنایی فراتر هم داشته باشد؛ آنچه از گذشته برای ما مانده میراث فرهنگی ما است.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.