کتاب خاک کارخانه (پارچه های ناتمام چیت سازی بهشهر و سرگذشت آخرین کارگران) اثر شیوا خادمی نشر اطراف
547,000 تومان
5 عدد در انبار
بعد از ثبتنام، حساب شما توسط مدیریت بررسی میشود.
مشخصات
| مؤلف | شیوا خادمی |
|---|---|
| ناشر | اطراف |
| سال چاپ | 1404 |
| نوبت چاپ | پنجم |
| موضوع | تاریخی، ناداستان |
| گروه سنی | جوان و بزرگسال |
| ابعاد | 2 × 16 × 21 سانتیمتر |
| وزن | 340 گرم |
| نوع جلد | شمیز |
| زبان کتاب | فارسی |
| اندازه کتاب | رقعی |
| نوع کاغذ | بالکی |
کارخونه اگه الان بود، بچه های منم می رفتن اون جا کار می کردن. منم می تونستم دست نوه هام رو بگیرم و ببرم نشونشون بدم که کجا کار می کردم. ولی الان زمین خالی رو نشون بدم؟ کارخونه اگه بود، به بچه ها و نوه هام می گفتم من خاک این کارخون رو خوردم.
کارخونه روزی سه نوبت سوت می زد. کشاورز، کاسب و نونوا از دورترین نقطه بهشهر با صدای سوت کارخونه برنامه شون رو تنظیم می کردن. سوت کارخونه حکم ساعت شهر رو داشت. به مردم می گفت کی باید مغازه رو باز کنن و کی باید ببندن.
وقتی از کارخونه بیرون اومدم، در و دیوارش رو بوسیدم. بهش گفتم تا زنده هستم هر چی دارم از تو دارم، حلالم کن که دارم می رم. از در که بیرون می اومدم، صلوات فرستادن. اشکام ریخت.
خاک کارخانه روایت کارگرانی است که روزگاری زندگی شان را با صدای سوت کارخانه چیت سازی بهشهر تنظیم می کردند. این کتاب تاریخ شفاهی و روایت دنیای کار است اما از نگاه روایتگرانی که همیشه در حاشیه بوده اند. خاک کارخانه ثبت تجربه های ناشنیده ترین حلقه های زنجیره کار در ایران است. زنان بافنده و ریسنده ای که قوت زانوها و دست هایشان را در تار و پود پارچه ها تنیده اند و مردانی که شبانه روز دستگاه ها را سرپا نگه داشته اند.
شیوا خادمی، راوی این کتاب، در طول پنج سال خاطرات آخرین کارگران بازمانده کارگران چیت سازی بهشهر را ثبت کرده است. از دل خاطرات کاری این کارگران، کلیت و فضایی شکل گرفته که نه تنها در تحلیل و ارزیابی تاریخ و مسیر کسب و کار در ایران به کار می آید، بلکه تصویری از پیوند تنگاتنگ فضای کار و مناسبات اجتماعی مردم شهر پیش چشم می گذارد.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.