کتاب نقد و بررسی انتروپوسین اثر جان گرین ترجمه فاطمه جابیک نشر میلکان
275,000 تومان
1 عدد در انبار
بعد از ثبتنام، حساب شما توسط مدیریت بررسی میشود.
مشخصات
| مؤلف | جان گرین |
|---|---|
| مترجم | فاطمه جابیک |
| ناشر | میلکان |
| سال چاپ | 1403 |
| نوبت چاپ | اول |
| موضوع | ناداستان |
| گروه سنی | جوان و بزرگسال |
| ابعاد | 2 × 14 × 21 سانتیمتر |
| وزن | 235 گرم |
| نوع جلد | شمیز |
| زبان کتاب | فارسی |
| اندازه کتاب | رقعی |
| نوع کاغذ | بالکی |
در نگاه اول نقد و بررسی انتروپوسین بررسیهای یک تا پنجستارهای از واقعیتهای دوران حیات بشر روی زمین است. اما در دورانی که مواجهه با حقیقت ناتوانی بشر در مقابل بیماریهای همهگیر دوباره محدودیتها و حیطهی قدرت انسان را به ما نشان میدهد، شنیدن حکایت گذشتهی انسان، که بهترین نشانهی آیندهی آن نیز هست، از زبان و با دیدگاه خاص داستانسرای زبردستی مانند جان گرین امیدی ژرف به ما میدهد. این امید همراه با شواهد و مدارک علمی و ارجاعات تاریخی برای آیندهی دردسترس و ممکن بشر است، نه امیدی واهی و مثبتاندیشانه. البته جان گرین از گفتن حقایق تلخ عملکرد بشر روی زمین خودداری نمیکند و این دیدگاه جامع به خواننده کمک میکند دنیایی که بزرگی و غیرقابلپیشبینیبودن ظاهریاش ترسناک است، به جایی کمی کوچکتر و دنجتر بدل شود.
اگر دقیقتر نگاه کنیم جان گرین بهزیبایی و در کنار صحبتکردن از تاریخ انسانسالاری زمین، ما را با زیروبم زندگی خودش نیز آشنا میکند. در این کتاب با جنبههایی از شخصیت، زندگی و دیدگاههای او آشنا میشویم که بیشترشان را نمیشود در شبکههای اجتماعی او و برادرش دید. این کتاب راه خوبی برای شناختن جان گرین واقعی است. او دربارهی نسبتدادن نادرست برخی ویژگیهای شخصیتهای رمانها به خودش گفته: «در نقد و بررسی انتروپوسین بالاخره تسلیم شدم و مستقیم از زبان خودم نوشتم… حالا درصد زیادی از کسانی که این کتاب را میخوانند با خالق کتابهایم هم آشنا میشوند!»
زندگی را زندگی کنید
عاشق این دنیا شدن به معنی نادیده گرفتن رنج ـ چه رنج انسانها و چه سایر موجودات ـ نیست. برای من عاشق دنیا شدن یعنی شب به آسمان نگاه کنم و بگذارم ذهنم در برابر آنهمه زیبایی و در میان فاصلهمان تا ستارهها شنا کند، یعنی بچهای را که گریه میکند بغل بگیرم، و در ماه جون درختان چنار را تماشا کنم که در حال برگ دادناند. وقتهایی که قفسهی سینهام درد میگیرد، نفسم تنگ میشود و اشک توی چشمهام جمع میشود، دلم میخواهد دیگر از آن احساس دست بکشم. میخواهم با تکیه به کنایه یا هر چیز اینچنینی از احساس کردن مستقیم فاصله بگیرم. همه میدانیم عاقبت عشق چیست. من ولی دلم میخواهد عاشق دنیا شوم و بگذارم عشقش غرقم کند. میخواهم تا وقتی زندهام هر چیز حسکردنی را حس کنم. سنداک مصاحبهاش را با کلماتی به پایان رساند که آخرین سخنان عمومی او در این دنیا هم بودند: «زندگی را زندگی کنید. زندگی را زندگی کنید. زندگی را زندگی کنید.»
و این کتاب تلاش من برای زندگیکردن زندگی است.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.