کتاب آواز ذرت ها اثر باربارا سانتوچی ترجمه مجید عمیق نشر میچکا

85,000 تومان

4 در انبار

4 در انبار

بعد از ثبت‌نام، حساب شما توسط مدیریت بررسی می‌شود.

مشخصات

وزن145 گرم
ابعاد1 × 22 × 22 سانتیمتر
نوع جلدشمیز
زبان کتابفارسی
اندازه کتابخشتی بزرگ
گروه سنیکودک 7 تا 9 سال
موضوعپذیرش مرگ, داستان و رمان
تصویرگرلوید بلوم
نوع کاغذگلاسه
نوبت چاپدوم
سال چاپ1401
ناشرمبتکران
مترجممجید عمیق
مؤلفباربارا سانتوچی
توضیحات

کتاب‌های خوب و خواندنی مثل آواز ذرّت‌ها آغاز خوبی دارند. این نوع داستان‌ها از همان آغاز حرف مهمی را که قرار است بگویند با تو در میان می‌گذارند، نه این‌که هر چه در چنته دارند بگویند و تمام شوند.

نه! بلکه حرف و نکته اصلی را که قرار است از طریق یک قصه بگویند از همان اول کتاب تقریباً برملا می‌کنند. آغاز کتاب داستان آواز ذرّت‌ها این‌گونه است:

– آنا و بابابزرگ از کلبه بیرون آمدند و از جاده‌ی خاکی ، راه مزرعه ذرت را در پیش گرفتند. برگ‌های پاییزی پیش پایشان چرخ می‌خوردند. آنا چوب‌دستی‌اش را پا به‌پای عصای بابابزرگ زمین می‌زد.

بابابزرگ گفت: «صدای ذرت‌ها را گوش کن آنا انگار آواز می‌خوانند.»

– این چه حرفی است بابابزرگ؟ ذرت که آواز نمی‌خواند.

در همین پاراگراف از کتاب آواز ذرّت‌ها متوجه چند نکته مهم می‌شویم:

اول این‌که داستان درباره آنا و پدربزرگش است؛ پدربزرگی که آنا او را خیلی دوست دارد. چون در همین شروع دارد چوب‌دستی‌اش را پا به‌پای بابابزرگ زمین می‌زند. پس یک رابطه عمیق عاطفی بین آن دو وجود دارد. فصل پاییز است و برگ‌ها پیش پایشان چرخ می‌خورد.

و مهم‌تر از همه نکته‌ای که پدربزرگ در مورد آواز ذرّت‌ها می‌گوید. و وقتی آنا می‌گوید ذرّت که آواز نمی‌خواند، قصه اصلی شروع می‌شود.

داستان را که ادامه بدهیم متوجه می‌شویم آنچه در آغاز داستان گفته است ارتباطی کاملاً ارگانیک و ماهوی با کل داستان دارد. اما این‌که آیا واقعاً ذرّت‌ها آواز می‌خوانند را باید در ادامه داستان متوجه شد. رابطه عاطفی بین آنا و پدربزرگ و کشف مهمی که آنا در پایان داستان می‌کند راز خواندنی بودن کتاب است.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب آواز ذرت ها اثر باربارا سانتوچی ترجمه مجید عمیق نشر میچکا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *